بچه های همشهری ماه از یکی دو ماه قبل، پیگیر این مصاحبه بودند که نمی دانم چرا از دستشان فرار می کردم و سر آخر هم سفر کربلا را بهانه کردم و خیالم راحت که وقتی برگردم این پرونده روزنامه کیهان چاپ شده و من از دست بهمن هدایتی خلاص! که هنوز نرسیده زنگ زدند که ما بدون این مصاحبه، ویژه نامه را چاپ نمی کنیم. راست هم می گفتند اگر همین یک مصاحبه این طرفی هم نبود که کل این پرونده می شد علیه کیهان!

روز مصاحبه درست مصادف شده بود با روز خبرنگار و گل بزرگی هم در وسط تحریریه بود که روابط عمومی آورده بود. یک ساعتی از پایان کار تحریریه گذشته بود که آمدند و در سکوت تحریریه مصاحبه کردیم. ظاهراً اواسط گفت و گو متوجه شدند که ریکوردر تا آنموقع را ضبط نکرده و شاید به همین دلیل بود که بخشی از حرفهایی که لازم بود در این مصاحبه بیاید از قلم افتاده است؛ حرفهایی که مطلب را بهتر جا می انداخت. با این حال، انصافاً تحریفی در مصاحبه انجام نشده و حرفهای من تقریباً کامل منتقل شده است و اگر حال ریکوردر بعداً خوب نشده باشد انصافاً حافظه خیلی خوب و دقیقی داشتند این دوستان ما. دستشان درد نکند.

معلوم است که برای بستن این مجله، فقط معطل همین گفت و گو بوده اند برای اینکه حتی حرفهای مرا ویرایش حداقلی هم نکردند و با همان تکیه کلامها و  عبارات آورده اند.

من برای بهتر خوانده شدن متن مصاحبه بدون آنکه در متن چاپ شده در همشهری ماه ، دستی ببرم تنها عباراتی را در کروشه می آورم تا معلوم باشد کجاها را اضافه کرده ام.

 

تقی دژاکام، دبیر سرویس شهرستانهای روزنامه کیهان 21 [ 22 ] سال است که در کیهان خبرنگاری می کند؛ حتی از حسین شریعتمداری که امروز، همه کیهان را با او می شناسند پر سابقه تر است . در گفت و گوی مشروح «همشهری ماه» با این خبرنگار با سابقه کیهان از تمایز این روزنامه با سایر روزنامه ها و شیوه مدیریتی و سلوک حسین شریعتمداری سخن می گوییم.

**

آقای دژاکام ! اگر کیهان را به عنوان یک پدیده روزنامه نگاری بعد از انقلاب در نظر بگیریم ، چه نقطه تمایزی میان کیهان و روزنامه های هم تیپش در جریان اصولگرایی مانند رسالت یا روزنامه هایی از این طیف وجود دارد؟

*نکته اول اینکه روزنامه های دیگر که در این طیف دیده می شوند در سطح حرکت می کنند اما کیهان سعی کرده حرکت عمقی داشته باشد. مسئله بعدی، شناسایی هدف است که روزنامه کیهان بخوبی آن را انجام می دهد اما بقیه روزنامه های این جریان ، چندان در این مورد موفق نیستند . این روزنامه ها مثل سربازهایی هستند که دشمن را می شناسند و می بینند اما برای تیراندازی، نشانه گیری نمی کنند و در حقیقت رگباری می زنند که شاید یکی از تیرهای این رگبار به دشمن بخورد . اما کیهان این طور نیست ؛ کیهان هدف را شناسایی می  کند، بعد تیراندازی می کند. فکر می کنم تفاوت اصلی کیهان با باقی روزنامه های اصولگرا در این مورد باشد.

احساس می شود که روزنامه کیهان با بقیه روزنامه ها تفاوت بسیار دارد. این تفاوت، مربوط به دلبستگی های این روزنامه است یا با سلایق آدمهایش ارتباط دارد؟

* عموماً آدمهایی که در کیهان کار می کنند این طور هستند. مثلاً بعضی از بچه های سرویس سیاسی یا بچه هایی که در شورای سردبیری مشغول فعالیتند ، کسانی هستند که هم مطالعاتشان قویتر است و هم روی مسئله دشمن شناسی کار می کنند. همچنین در بررسی موضوعی پیگیر ِ یک مقدار عقبتر ِ قضیه هم هستند. روزنامه های دیگر شاید همان جلوی قضیه و همان حادثه را می بینند و روی آن واکنش نشان می دهند . برای مثال در مسئله ای که بروز اجتماعی پیدا می کند فقط همان موضوع را می بینند و بلافاصله همان موقع برخورد می کنند اما بچه های کیهان چند پله عقبتر از آن مسئله را هم می بینند و همین مورد کمک می کند که کیهان متمایز از دیگر روزنامه ها باشد . پس در جواب سؤال شما باید بگویم هر دو عامل از دلایل آن است یعنی هم مربوط به دلبستگی روزنامه است و هم با سلایق کسانی که در کیهان کار می کنند ارتباط دارد.

آقای دژاکام ! کلاس توجیهی خاصی برای آموزش خبرنگاران کیهان وجود دارد؟

* نه اصلاً. در این مدت 22 سالی که من در کیهان هستم اصلاً ما چنین کلاسی نداشتیم. در سالهای گذشته جلساتی که آخر سال برگزار می شد یا مناسبتهای عمومی که بچه ها دور هم جمع می شدند بیشتر بود اما الان شاید سالی یک بار آن هم روز خبرنگار،سردبیری و آقای شریعتمداری همگی با هم در تحریریه دور هم جمع می شویم.

خیلی ها اعتقاد دارند که کیهان مدیون حضور آقای حسین شریعتمداری است و اگر سرمقاله های ایشان و حتی ستون گفت و شنود نبود ، کیهان ، کیهانی که امروز می بینیم نمی شد. شما این نظر را قبول دارید؟

* این حرف درست است و من یک مقدار زیادی با آن موافقم اما این حرف را زمان آقای صفار هرندی هم می زدند. من یادم است زمان آقای مهدی نصیری هم این حرف زده شد که کیهان را مهدی نصیری به تنهایی اداره می کند و اگر مهدی نصیری حذف شود کیهانی که بیرون می آید کیهان همیشگی نیست. اما همراهی سرویسهایی مانند سرویس سیاسی ، همدلی و همراهی میان بچه ها هم بسیار کمک می کند به اینکه کیهان تقریباً یکدست به نظر برسد.

سیر وسلوک آقای شریعتمداری از نظر شیوه مدیریتی و برخورد با اعضای تحریریه به چه صورتی بوده که این موفقیت ایجاد شده است ؟

* شاید به نوعی درجه ای از کاریزما باشد که ایشان با آن کار را پیش می برد. اما چند تا ویژگی از آقای شریعتمداری برای من جالب است ؛ اینکه اولاً ایشان آدم بسیار منظمی است ، شاید صبح زودتر از همه بچه ها به کیهان می آید و آخر از همه هم از کیهان می رود. ویژگی دیگری که برای من در شخصیت آقای شریعتمداری جالب است اینکه ایشان دلمشغولی دیگری جز کار روزنامه ندارد. شما افرادی را می بینید که روزنامه در می آورند اما کار دیگری هم می کنند؛ یا نماینده مجلس هستند یا کار فرهنگی دیگری انجام می دهند یا حتی در شرکت یا کارخانه ای جزو هیئت امنا هستند مانند آقا مرتضی نبوی که در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم فعالیت دارند. اما آقای شریعتمداری این گونه نیست و فقط در کیهان کار می کند.

اینکه فقط در روزنامه مشغول باشند، تصمیم خودشان است یا مسائلی سبب شده چنین تصمیمی بگیرند؟

* تصمیم خودشان است و گرنه بارها درخواست نمایندگی مجلس و غیره از ایشان شد که با لبخندی از کنارش رد می شدند. این نشان می دهد آقای شریعتمداری هم تعهد کاری دارند و هم یک نوع دلبستگی به کار روزنامه نگاری . من فکر می کنم تعهد کاری و دلبستگی همراه با آن نظمی که ایشان دارند به موفقیت ایشان کمک کرده است.

آقای دژاکام ! در یک مقطعی حدود پنج شش سال پیش سرویس سیاسی کیهان به یکسری از جوانان واگذار شد. این اتفاق با توجه به سابقه تاریخی کیهان بندرت صورت می گرفت. در خصوص این مقطع که تحول نسلی در آن کاملاً مشهود بود کمی توضیح دهید و هم اینکه این تحول نسلی، ناشی از تفکر و ایده آقای شریعتمداری بوده یا اصلاً قضیه چیز دیگری بود.

* نه این ایده شخص خاصی نبود و فقط هم سرویس سیاسی را شامل نشده و در سرویسهای دیگر هم این اتفاق رخ داد. این تحول در پی تصویب قانون سخت و زیان آور شناخته شدن شغل خبرنگاری [ و بازنشستگی خبرنگاران با 20 سال سابقه کار ] رخ داد و در این بین ، روزنامه هایی مانند کیهان و اطلاعات که آدمهای باسابقه در آنجا زیاد بودند باعث شد که بخش اعظمی از نیروهایشان را به همین ترتیب از دست دهند و این قانون که برای خبرنگارها دارای بیشترین فایده بود خسارت زیادی برای روزنامه ها در پی داشت و این تحول از روی ناچاری بود. اما وقتی خواستیم نیروی جدید به مجموعه اضافه کنیم جوانترها وارد صحنه شدند و به همین دلیل این اتفاق عملاً نه تنها در سرویس سیاسی بلکه در سرویس ادب و هنر ، اجتماعی و حتی سرویس شهرستانها کاملاً مشهود است . در حالتی هم می توان گفت که هم کیهان و هم اطلاعات بیشترین استفاده را که همان جوان‌گرایی بود از این قانون سخت و زیان آور [شناخته] شدن شغل خبرنگاری بردند.

در حال حاضر راه ورود به کیهان به چه صورت است؟

* سخت نیست. روال این است که هر کسی که بخواهد وارد کیهان شود چند مقاله می دهد که اگر خوب باشد چاپ می شود و کم کم وارد مجموعه می شود.

 یعنی انگیزه و برنامه خاصی برای کادرسازی آینده کیهان وجود ندارد و این تحولات، اتفاقی شکل می گیرد!

* حتماً تمهیدی برای کادرسازی وجود دارد ،درستش هم این است که باشد ولی برای ورود افراد به کیهان باید شخص خودش را عرضه کند یعنی با دیدگاههای فکری کیهان خودش را موافق ببیند و بعد از مدتی هم که می بیند مطالبش چاپ می شود طبیعتاً ارتباط متقابلی ایجاد خواهد شد و از فرجام این تعامل ، آن فرد ابتدا به طور موقت وارد مجموعه کیهان می شود و بعد از مدتی اگر کارش خوب بود می ماند حالا ممکن است در ادب و هنر بیاید یا سرویس عکاسی یا بخشهای دیگز از جمله سرویسهای اقتصادی یا سیاسی هم ورود پیدا کند.

شما اشاره کردید به کاریزمایی که آقای شریعتمداری دارد. این کاریزما از کجا آمده چون ایشان چهره عمومیی که نبودند.

* زمان آقای نصیری یادم است که آقای شریعتمداری یک ستون ثابتی [ به نام « دست انداز» ] مانند همین ستون گفت و شنود که امروز در کیهان وجود دارد در هفته نامه کیهان هوایی که آقای سلیمی نمین مدیر مسئول آن بودند داشت. یک تحلیل سیاسی هم عمدتاً روی ایرانیان خارج از کشور داشتندکه تقریباً ثابت بود و یک صفحه کامل را هر هفته از ایشان داشتیم یعنی این گونه نبود که با کیهان بیگانه باشند. ما زمان آقای نصیری ، آقای شریعتمداری را در نمازخانه یا شورای سردبیری می دیدیم که گاهی [ برای روزنامه ] هم مقاله می آوردند . یعنی کسی بود که خودش را نشان داده بود و حضور ایشان در کیهان غیر مترقبه نبود ، در حقیقت به نوعی ایشان کیهانی بودند.

یعنی می توان این طور تعبیر کرد که آقای شریعتمداری کارشان را با دشمن شناسی و دشمن یابی شروع کرد؟

* می شود گفت در این زمینه قبلاً کار کرده بود. یعنی کار مطبوعاتی‌اش را در این زمینه و نمود کارشان قبل از کیهان این بوده است.

انتقادی که به کیهان وجود دارد این است که کیهان بسیار تمایل دارد دنبال دشمن باشد یا دشمنی را بسازد و به جنبه های ایجابی کار ندارد، این مسئله را در اخبار ویژه های روزنامه کاملاً مشهود است که کاملاً تمرکزش روی دشمنان است . شما به عنوان یک کیهانی راجع به این انتقاد چه نظری دارید و  اگر خودتان بخواهید منصفانه در این باره صحبت کنید این انتقاد را قبول می کنید؟

* قبول می کنم اما به عنوان یک ایراد تلقی نمی کنم. ببینید این دشمن شناسی و معرفی کردن خطر دشمن، یک جای خالی در مطبوعات ماست. اگر روزنامه دیگری  بخصوص زمانی که کیهان این نوع نگاهش را شروع کرده بود در این زمینه کار کرده بودند شاید کیهان روی بخشهای دیگر سرمایه گذاری بیشتری می کرد اما چون کیهان جای خالی آن را احساس کرده و دیده در کنار کارهای ایجابی که نشریات و مطبوعات دیگر انجام می دهند جای این عرصه خالی است در این حوزه قویتر وارد شده اما من یک مقدار کم لطفی هم در این انتقادی که به کیهان می شود احساس می کنم [ برای اینکه منتقدان کارهای ایجابی کیهان را نمی بینند. به عنوان مثال کیهان از حدود ده دوازده سال پیش، صفحه مدرسه را راه اندازی کرد که هنوز هم در بین تمام روزنامه ها نمونه ندارد و در آن دانش آموزان بدون رعایت خط قرمزهای مرسوم، مطالب و نوشته ها و تولیدات خودشان را عرضه می کنند و در این راه کسان زیادی برای روزنامه ها و رسانه ها تربیت شدند که نمونه هایش کسانی مثل کامران نجف زاده ، صادق مهدی غفرانی و بسیاری دیگر است . همچنین راه اندازی صفحه نسل سوم که غفرانی در می آورد و هنوز هم ادامه دارد و تنها صفحه ای است که روی سایت کیهان نسخه پی دی اف دارد از کارهای ایجابی و منحصر به فرد کیهان است].

به نظر می رسد که کیهان دروازه ورود خبرنگاران به صدا و سیماست و مسیر حرکت خبرنگاران از طریق کیهان به سمت صدا و سیما هموارتر است. آیا این موضوع صحت دارد؟

* نه من قبول ندارم. شما غیر از کامران نجف زاده و محمد دلاوری فرد دیگری را می شناسید که از کیهان به صدا و سیما ورود پیدا کرده باشد؟ راه برای بچه های کیهان چندان هم باز نیست. در حقیقت غیر از این دو نفر کس دیگری را نداشتیم که از کیهان به صدا و سیما برود.

شما آماری از میزان استقبال و خط تیراژ کیهان دارید؟

* نمی دانم تیراژ چقدر است نه اینکه بدانم اما نخواهم به شما بگویم. از روزی که به کیهان آمدم تا حالا میزان تیراژ را نپرسیده ام فقط چند سال پیش می دانم تیراژمان روی 220 هزار نسخه بود ولی الان قطعاً کمتر شده ، مثل همه روزنامه های دیگر. استقبال از روزنامه ها در حال کم شدن است بخصوص با اینترنتی شدنشان.

آیا هیچ وقت احساس نشده که یک تغییری باید در کیهان صورت بگیرد؟

* همه احساس کردند غیر از آقای شریعتداری ! شاید بتوانم قاطع بگویم هر سال جشنواره مطبوعات که تمام می شود آماری که از دفاتر نظرات مردم به دست می آید ، 95 درصد نظرات مربوط به قطع و چاپ و کیفیت چاپ و عکسها و رنگی شدن کیهان است و 5 درصد راجع به موارد دیگر است که البته آقای شریعتمداری در جریان تمام این نظرات هستند.

پس چرا مخالفت می کنند؟

* مخالفت نیست . شاید آقای شریعتمداری ملاحظه ای در گرفتن به اصطلاح تسهیلات دارند البته حدس من این است ، یک زمانی کار تا خرید یک چاپخانه پیش رفت . اما احساس می کنم که نوعی آزادگی به خرج می دهند . به عنوان مثال اگر ایشان نامه ای به آقای احمدی نژاد بنویسند که مثلاً ما می خواهیم یک چاپخانه بخریم شاید بتواند تسهیلاتی بگیرد ولی ایشان از نوشتن یک نامه یا درخواست کمک از دولت خودداری می کند. البته زمان آقای نصیری و آغاز ورود آقای شریعتمداری به کیهان یادم است که چند بار از آقای هاشمی [رفسنجانی] این درخواست صورت گرفت و آقای هاشمی هم موافقت کرد اما دقیقاً حرفی که آقای هاشمی زد این بود که شما یک روزنامه مثل اطلاعات بین الملل که خارج از کشور منتشر می شود همان طوری در بیاورید و آنقدر هم به ما حمله نکنید ، ما هر امکاناتی که بخواهید در اختیارتان می گذاریم که خب طبیعتاً کیهان چنین چیزی نیست.

بازخورد نمایشگاه مطبوعات از نظر دیدگاههای سیاسی منفی است یا مثبت ؟ یعنی بیشتر انتقاد می شود یا تشویق؟

* اگر قطع و ظاهر روزنامه را کنار بگذاریم نسبت به چند سال پیش بسیار تفاوت کرده است. در دوره دوم خرداد انتقادات خیلی بیشتر بود شاید 80 درصد بود. بعد از یک دوره ای شد پنجاه - پنجاه. در این چندسال اخیر تقدیرها و تشکرات که از آقای شریعتمداری به خاطر سرمقاله هایی که می نویسد خیلی بیشتر شده است یعنی نسبت به انتقادات بسیار بیشتر شده است.

رسیدگی آقای دعایی در روزنامه اطلاعات به کارمندانش از نظر رفاهی و تسهیلات زبانزد است . می خواستم بدانم این بحث در کیهان هم مطرح است یا خیر و بچه های کیهان از نظر معیشتی چه وضعیتی دارند؟

* نه، این اتفاق در کیهان دیده نمی شود ولی یک توضیح دارد. زمانی که آقای خاتمی وزیر ارشاد بودند ارز قابل توجهی [به قیمت دلاری هفت تومان] در اختیار دو روزنامه کیهان و اطلاعات گذاشتند که صرف مخارج خودشان بکنند. آقای دعایی با یک زرنگی خوب و قابل تقدیر، از این ارز استفاده کرد و چاپخانه بزرگ ایرانچاپ را خرید که غیر از خود روزنامه، اکثر مجلات ، روزنامه ها و کتابهای درسی در آنجا چاپ می شود . در حقیقت درآمد اصلی [ و سرشار ] روزنامه اطلاعات همان چاپخانه است. آقای خاتمی [ که آنموقع علاوه بر وزیر ارشاد بودن، سرپرست مؤسسه کیهان هم بودند] ، همان مقدار ارز را برای کیهان هم در نظر گرفت اما همان طوری که به نظر من در کشورداری نتوانست هوش اقتصادی خوبی به کار برد ، در کیهان هم نتوانست خوب عمل بکند. ایشان در همه شهرستانهای کشور ما حتی شهرهای کوچک، کتابفروشی کیهان تأسیس کرد و طبیعتاً مخارج آنها از درآمدی که برای آنها اختصاص داده شده بیشتر بود. ایشان مشاوران خوبی در زمینه اقتصادی نداشت که بخواهد یک سرمایه گذاری اساسی که بعدها از آن بهره برداری کند نماید.

از نظر شما ماندگارترین تیتر کیهان در این چند سال چه بوده است ؟

* اولین چیزی که به ذهن من و به ذهن هر کسی که کیهان را می خواند می رسد ، همان تیتر «ملت کار را تمام کرد» است و واقعاً هم فکر می کنم تکاندهنده تر از آن دیگر نباشدکه البته شاید بار اصلی آن تیتر را به نوعی من به دوش داشتم.

شبی که آرا شمارش می شود، اینجا چه خبر است البته منظور ما انتخابات اخیر نیست در همه دوره ها مثلاً دوره آقای خاتمی یا انتخابات دیگر؟

* ما 700 خبرنگار در 700 شهر داریم یعنی ما لحظه به لحظه در هر انتخاباتی بچه ها خبر می دهند که میزان آرا چه مقدار شده است. من یادم می آید بخصوص در انتخابات سال 84 بچه ها چه از مراکز استانها و چه از شهرهای کوچک ، لحظه به لحظه زنگ می زدند و من هم روی کاغذی که اسم استانها را نوشته بودم میزان رأی را دانه دانه برای خودم جمعبندی و این جمعبندی را به بقیه منتقل می کردم.

اول کار ما فکر می کردیم چون کیهان اصولگراست، خبرنگارها برای اینکه دل ما را به دست بیاورند اغراق می کنند اما وقتی دیدم که در تمام شهرها بدون استثنا این اتفاق می افتد فهمیدم که این آرا درست و آقای احمدی نژاد برنده انتخابات است . همین اتفاق در انتخابات آقای خاتمی هم افتاد. آنموقع من در سرویس سیاسی بودم. برای انتخابات آقای خاتمی هم لحظه به لحظه خبر آمد که رأی آقای خاتمی چقدر است و قبل از آنکه نتایج اعلام شود ما فهمیدیم که انتخاب آقای خاتمی قطعی است و به همان دلیلی که آقای ناطق ، قبل از اعلام نتایج به آقای خاتمی تبریک گفت این اتفاق هم در دوره آقای احمدی نژاد افتاد. شاید تصورمان این بود که آقای احمدی نژاد این مقدار رأی نداشته باشد اما عملاً وقتی مراکز استانها نتایج آرا را لحظه لحظه گفتند برای ما قطعی شد که رئیس جمهورمان چه کسی است و در نتیجه این تیتر انتخاب شد.[ حالا اگر این پیش بینی نتیجه انتخابات را گاردین در انگلستان کرده بود، همه به این روزنامه به به و چه چه می گفتند اما همین کار حرفه ای کیهان، بهانه ای برای مخالفت کردن با آن شده است!].

یادتان می آید تیتر سر مقاله روزنامه در روز بعد از انتخابات دوم خرداد چه بود؟

* نه، به یاد ندارم.

تیتر کیهان این بود: ران ملخی در دیگ ملت.

* به یاد ندارم.

بسیاری از دوستانی که شما را از نزدیک می شناسند، شما را به شوخی مسئول دفتر حفاظت منافع دکتر شریعتی در کیهان می دانند. کمی از وجود صداهای مختلف در کیهان برای ما بگویید.

* این تصوری که شما از کیهان دارید و به عنوان سؤال مطرح می کنید یک نوع بی انصافی در حق کیهان است[ چرا که واقعاً دیکتاتوریهای شدیدی در مطبوعات دیگر داشته ایم که اصلاً در کیهان وجود ندارد. به عنوان مثال، روزی آقای محمد نوری زاد مقاله ای نوشت که در کیهان چاپ نشد و آن را به روزنامه ایران که آنموقع دست اصلاح طلبان و مشارکتیها بود برد و چاپ شد . در آن مقاله، آقای نوری زاد به خاطر انتخابات ِ - اگر اشتباه نکنم- مجلس ششم و تقلبهایی که صورت گرفته بود، هم به شورای نگهبان انتقاد کرده بود و هم از آقای مصطفی تاجزاده که معاون وزیر کشور و رئیس ستاد انتخابات بود. درست فردای چاپ این مقاله که انتقاد ملایمی هم در آن به تاجزاده شده بود، روزنامه ایران سه نفر از خبرنگارانش را که به نوعی دست اندرکار چاپ آن مقاله بودند را رسماً اخراج کرد و البته هیچ صدایی هم از انجمن صنفی روزنامه نگاران وقت که دست به بیانیه فوری دادنش خوب بود در نیامد! یا ازدواج یکی از بچه های کیهان با دختر خانومی از خبرگزاری ایسنا که در روزنامه صبح امروز هم کار می کرد. چند روز بعد از این ازدواج ، آن خانوم را هم از ایسنا و هم روزنامه آقای حجاریان اخراج کردند! اما دوست ما همچنان کیهانی باقی ماند! ]. من به دلیل روابط عمومی خوبی که دارم به جرئت می گویم که نگاه آزادی که در تحریریه کیهان وجود دارد که بچه ها راحت حرف بزنند و نظرات مختلفی داشته باشند در هیچ روزنامه دیگری نیست.

این حرفهای آزاد در محدوده اصولگرایی است یا خارج از اصولگرایی هم زده می شود؟

* نه، خارج از اصولگرایی هم زده می شود. کیهان به آقای احمدی نژاد هم بسیار انتقاد می کند. کیهان تنها روزنامه ای بود که در اوج اقتدار جناح موسوم به راست، سه سرمقاله راجع به یک موضوع علیه آقای یزدی که آنزمان رئیس قوه قضاییه بود نوشت. همین طور وقتی که آقای ناطق نوری خانه اش را از خیابان فخرآباد فروخت و به نیاوران رفت هیچ روزنامه ای انتقاد نکرد جز کیهان. برعکسش را هم خدمتتان عرض می کنم. در همان انتخابات دوم خرداد که کیهان سلسله مقالاتی پیش از انتخابات درباره آقای خاتمی می نوشت یک برنامه رادیویی یا تلویزیونی داشتیم که روزنامه ها را نقل می کرد. بین آن روزنامه ها، « سلام » جایی نداشت. کیهان آنزمان در یک مقاله انتقاد شدید کرد که چرا خواندن روزنامه سلام در این برنامه حذف شده است. می خواهم بگویم این نگاه نه تنها بین بچه های تحریریه وجود دارد بلکه بین مسئولان روزنامه هم وجود دارد فقط نمی دانم چرا این نگاه دیده نمی شود و عده ای تلاش دارند نگاه خشن کیهان را پررنگ تر نشان دهند.

یک موضوعی که در این یک سال اخیر مطرح شد بحث شهید صانع ژاله بود که آقای شریعتمداری می گفتند که ایشان مخبر ما بودند. شما صمیمیتی از ایشان با آقای شریعتمداری سراغ داشتید؟

* خیلی از کسانی که با ما همکاری می کنند گروههای دانشجویی هستند که با سرویس سیاسی همکاری دارند یا گاهی با سردبیری که این هم از آن دست موارد بوده است.

در مقایسه با تحریریه بعضی روزنامه ها، کیهان سیستم کامپیوتر کمتری دارد. اینجا ارتباط با بحث اینترنت به چه صورت است محدودیت خاصی وجود دارد؟

* بله ، من خودم این احساس را دارم که تعداد کامپیوتری که در کیهان وجود دارد کم است.

این ناشی از یک رویکرد است؟

* نخیر، ناشی از امکانات ضعیف است.

برخی معتقدند کیهان دارای یک مصونیت است. شما این نظر را قبول دارید؟

* متأسفانه در آن فضا سازی که علیه کیهان صورت می گیرد نگاه فراگیری گم می شود. همان موقع که این صحبتها بیشتر بود آقای سعید مرتضوی، به خاطر مطلبی که هنوز دادگاهش تمام نشده بود یک روز کیهان را تعطیل کرد. من اگر بخواهم منصفانه بگویم احساس نمی کنم کیهان مصونیتی داشته باشد بلکه احساس می کنم از زمان آقای نصیری تا امروز، در دادگاهها ظلم به کیهان بیشتر شده است.

 

منبع:  [ شماره اخیر ] ماهنامه «همشهری ماه» ، شماره 81، شهریور ماه 1390، صفحات 42 تا 47.

 

مرتبط:

- درباره کیهان، شریعتمداری، فیلترینگ، درخشان و باقی قضایا.

- دست اندازهای حسین شریعتمداری.

- یک تفاوت دیگر کیهان و اطلاعات.

- دروغ فتوشاپی کیهان درباره استقبال از احمدی نژاد.

- عکسهای حسین شریعتمداری در شورای تیتر امروز کیهان.

- در غرفه کیهان اتفاق افتاد.

- کیهانی ها ؛ یادداشت یک اصولگرای اخراجی.

- کیهانی ها آمدند.

 

 پ . ن : بازتاب همین مصاحبه و روزنوشت در خبرنامه دانشجویان ایران ، رجا نیوز ، پارسینه ، فردا نیوز و ...

سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

سایت کیهان ، معمولاً حداکثر تا یکی دو سال اخیر روزنامه را در دسترس علاقه مندان می گذارد و این کار ، جست و جوی مخاطبان و اهل تحقیق را با مشکل مواجه می کند . مدتهاست "روح الله امین آبادی" ( که ما اسمش را "روح الله دانلود" گذاشته ایم !) جوان پر انرژی و همکار جدیدمان در روزنامه ، از ماهها پیش ، وبلاگی راه اندازی کرده است با عنوان "کیهانی‌‌ها" که در آن نمایه ای از آثار و نوشته های نویسندگان روزنامه عرضه شده است .

در این وبلاگ که همزمان با شب میلاد زهرای مرضیه "س" دامنه دات آی آر آن را با قالب جدید راه اندازی کرد ، اسامی ۴۶ تن از نویسندگان قدیم و جدید کیهان ( آنها که بیش از ده نوشته شاخص داشته یا دارند ) به ترتیب از حسین شریعتمداری ، محمد حسین صفار هرندی ، محمد ایمانی ، سعد الله زارعی گرفته تا کسانی چون محمد نوری زاد و محمد جعفر بهداد و محمد مهاجری و نیز کسانی چون مازیار بیژنی که سالها طرحها و کاریکاتورهای کیهان را می کشیده است به چشم می خورد و روح الله ، مقاله ها و نوشته ها و آثار آنان را از سال ١٣٨٢ به بعد جمع آوری و عرضه کرده است که البته به گفته خودش این آرشیو هنوز خیلی دارد تا کامل شود و مرجعیت قطعی پیدا کند . اما همین قدر هم کار بزرگ و در خور تقدیری کرده است که جا دارد در همین جا به سهم خودم از تلاش او و انرژیی که گذاشته است تشکر و قدردانی کنم . 

کار دیگر روح الله در این وبلاگ این است که پیوند ١٣ وبلاگ را که از سوی کیهانیهای قدیم و جدید مدیریت می شود آورده است تا علاوه بر مطالب روزنامه ای آنها ، مطالب منتشره از سوی آنها در فضای مجازی نیز قابل دسترسی و مراجعه باشد .

وبلاگ "کیهانی‌ها" امکانات و بخشهای دیگری هم دارد که لابد می روید و می بینید . اما یک نکته اینکه این وبلاگ هیچ ربطی به مدیریت روزنامه ندارد و شاید تا همین الان که من این را می نویسم مدیران کیهان از وجود چنین وبلاگی با این مشخصات مطلع هم نباشند .

در صحبتهایی که با روح الله داشتم ، می دانم که خیلی مشتاق است که این کار را تکمیل و به روز کند . برای همین اگر دوستانی - چه کسانی که خودشان کیهانی بوده و هستند و مطالبشان را تایپ کرده اند و چه مخاطبان و علاقه مندان کیهان - متن تکستی مقاله های قدیمی نویسندگان کیهان را دارد - آن را به نشانی الکترونیک روح الله ایمیل کنند تا به پربارتر شدن این وبلاگ کمک شود . 

برای خود من جالب بود که مطالب و مقالاتی از خودم که فراموششان کرده بودم را در این وبلاگ ( در اینجا ) دیدم و البته به روح الله گفتم اگر بقیه مطالب مرا عرضه کند دیگر از هزینه کردن برای تایپیست خلاص می شوم .

برخی از مقالات و نوشته های من که در "کیهانی‌ها" آمده و هر کدام حال و هوای روزهای خاصی از دهه گذشته - بخصوص روزهای پیش و پس انتخاب دکتر احمدی نژاد - را دارد، در زیر می آورم :

 - با مخاطبهای آشنا ( ٣٠ بهمن ١٣٨٢). 

 - سلام بر سال امید (  در ٢٨ اسفند ١٣٨٢). 

شاعرِ گفتنی‌های معطّر ( در باره سید حسن حسینی - ١۶ فروردین ١٣٨٣). 

- سؤالاتی برای "پاسخگویی" ! ( ۶ اردیبهشت ١٣٨٣). 

- طرحی برای فردا ( ١۶ اردیبهشت ١٣٨٣). 

- شریعتی پل بزرگ میان جوانان و روحانیان ( ٢٨ خرداد ١٣٨٣). 

- اسرائیل به کاریکاتورهای فلسطین هم رحم نکرد ! ( مصاحبه من با سید مسعود شجاعی طباطبایی - ٢٨ تیر ١٣٨٣). 

- من هم می خواهم ظهور کنم ! ( نامه ای به امام زمان "عج" که به خاطر آن مورد تفقد رهبر انقلاب قرار گرفتم - ٩ مهر ١٣٨٣). 

- تقدیر از اقدام زیبای سیما (١٠ آذر ١٣٨٣).

- وقتی شب کوران دنیای مجازی را می بینند ( ١٢ آذر ١٣٨٣). 

- جشنی به بزرگی عدالت ( سرمقاله کیهان در ٨ بهمن ١٣٨٣). 

- انذاری که سزاوار آن بشارت نبود (  انتقاد من به مقاله روز گذشته آقای محمد نوری زاد -١٧ بهمن ١٣٨٣). 

- خاطرات و خطرات ! ( سرمقاله کیهان در  ٢٨ بهمن ١٣٨٣). 

- پشت پرده هشتم مارس ( سرمقاله کیهان در ١٢ اسفند ١٣٨٣). 

- حضور و غیاب در مدرسه فرهنگ ( سرمقاله کیهان در ٣١ فروردین ١٣٨۴). 

- آنچه مردم نمی خواهند ( سر مقاله کیهان در ۴ خرداد ١٣٨۴). 

- جر زنی ممنوع ! ( سرمقاله کیهان در ١٩ خرداد ١٣٨۴). 

       صبح نزدیک است (سرمقاله روزنامه کیهان در23 تیر1384 ).  -

مثل مردم انتخاب کنید ( سرمقاله کیهان در ٧ مهر ١٣٨۴).

- آفتهای یک جنبش ( سرمقاله کیهان در باره آفتهایی که جنبش اصولگرایی را تهدید می کند -  در ٢۴ مهر ١٣٨۴). 

- سپاه محمد "ص" می آید ... ( سرمقاله کیهان در ۵ آبان ١٣٨۴). 

- اهالی آزاد راه ِ سکوت ! ( سرمقاله کیهان در ٢۵ آبان ١٣٨۴). 

- زمانی برای بیداری ( سرمقاله کیهان - درباره جنبش دانشجویی در ایران - ١۵ آذر ١٣٨۴).

- رکوردهای خوب در آغاز سال جدید ( ١۴ فروردین ١٣٨٧). 

- ثبت چهارمین حادثه تاریخی ( ١۶ آبان ١٣٨٨).

و چندین نقد فیلمی که در دو جشنواره اخیر فجر نوشته ام در "کیهانی‌ها" آمده است . معلوم است که این ، تمام آن چیزهایی نیست که من در کیهان نوشته ام چرا که تنها چند ماه از سال ٨٣ و ٨۴ را در بر می گیرد . این وضعیت برای دیگر نویسندگان کیهان هم وجود دارد و مثلا سرمقاله های آقای محمد حسین صفار هرندی جانشین وقت مدیر مسئول کیهان مربوط به همان ماهها و سالهای فوق الذکر است اما همین هم بسیار ارزشمند است و اگر روح الله این کار را تمام کند ، خدمت بزرگی برای فراهم کردن ارزیابی و جست و جو در آثار نویسندگان این روزنامه  کرده است .

پ . ن ١: امسال سوم خرداد همزمان شده است با سه مناسبت فرخنده و تاریخی : میلاد عزیزترین بانوی جهان حضرت فاطمه زهرا "س" ، میلاد بزرگترین احیا کننده اسلام ناب محمدی امام خمینی و سالروز شیرینترین پیروزی مجاهدان اسلام در جنگ تحمیلی و آزادی خرمشهر عزیز . هر سه این مناسبتها را به مخاطبان خوب آب و آتش شادباش می گویم.

پ . ن ٢ : امروز همچنین مصادف است با پنجمین سالگشت تأسیس سایت "رجا نیوز" ؛ سایتی که با بچه هایی یکی از یکی نورانی‌تر و با اخلاصتر ، بیشترین تلاش و تکاپو را در جا انداختن و دفاع از آرمانهای اصولگرایی و خط امام و رهبری در فضای مجازی داشته است . مسلم است که هیچ کاری بی عیب و اشکال نیست اما خدمات بسیجی گونه این دوستان آنقدر زیاد است که جایی برای ذکر اشتباهاتشان باقی نمی گذارد . به عنوان یک دوست کوچک ، پنج سالگی این سایت دوست داشتنی را به همه بچه های آن تبریک می گویم و آرزو می کنم که روزی در دفاع از دولت کریمه و البته مستقر امام زمان"عج" و تثبیت آن ، تلاش کنند

سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

چندین سال پیش بود . شاید هفت هشت سال پیش . با جمعی از دوستان رسانه ای و روزنامه نگار نشسته بودیم و به مناسبتی حرفی از آقای دعایی مدیر مسئول روزنامه اطلاعات پیش آمد. هر کسی چیزی گفت . یکی می گفت سعید امامی مرتب با عطا [ مهاجرانی ] جلسه دارد . یکی می گفت تمام پاورقیهای اطلاعاتی روزنامه را سعید امامی به حاجی می دهد . یکی می گفت تنها روزنامه ای که مطالب سعیدی سیرجانی را چاپ کرد ، اطلاعات بود . یکی از نوشته های مسعود بهنود و تعریف و تمجید از برخی فراماسونهای نام و نشان دار در اطلاعات صحبت می کرد . یکی به صفحه اموات این روزنامه اشاره می کرد که تنها جایی است که فسیلهای جبهه ملی و نهضت آزادی در آن می توانند عرض اندام کنند .

خلاصه هر کسی چیزی می گفت و من احساس کردم که باید در این محفلی که هر کسی از چپ و راست دارد پشت سر آقای دعایی حرفی می زند و شاید غیبتی محسوب شود ، دفاعی از آقای دعایی کنم . به همین دلیل گفتم : ولی آقای دعایی آدم خاکی و مردم داری است . من خودم بارها دیده یا شنیده ام که توی خیابان ، کسانی را که ایستاده اند - هر کسی می خواهد باشد - سوار کرده و او را به مقصدش رسانده است.

یک روحانی رسانه ای که در جمع ما بود و بزرگتر ما محسوب می شد ، با خنده معناداری ، نه گذاشت و نه برداشت و گفت :

اشکال آقای دعایی هم این است که هر کسی را سوار می کند ! بر عکس کیهان که نمی گذارد هر کسی با استفاده ابزاری از روزنامه اش به مقصدش برسد !

بی آنکه دست خودمان باشد همگی برایش دست زدیم ؛ با اینکه آنروزها دست زدن خیلی عُرف نبود !

 

مرتبط : تفاوت کیهان و اطلاعات از نظر دعایی


یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()
سلام آقای دژاکام.
خیلی وقته که دیگه کیهان نمی‌خونم. موقعی که جلوی دکّه‌ی روزنامه فروشی هم ایستادم و نیم صفحه‌ی اوّل روزنامه‌ها رو می‌خونم، با این که به کیهان هم نگاه می‌کنم، امّا بی‌تفاوتم. امروز امّا نتونستم بی‌تفاوت باشم. وقتی که عکس‌ دروغ و فتوشاپی سخنرانی احمدی‌نژاد توی تبریز رو دیدم، عصبانی شدم. خیلی عصبانی شدم. با این دروغ هزاران دروغ وقیحانه‌ی کیهان جلوی نظرم اومد. تو عکساتون هر جا آدم کم آوردین، بارها با فتوشاپ ساختین!
واقعاً شما و دوستانتون چه فکری می‌کنید آقای دژاکام؟ ابله فرض کردن مردم بزرگ‌ترین اشتباه استراتژیک شما و همکاراتونه و البته جریانی که شما بهش تعلّق دارید که من مسبّب همه‌ی اتّفاقات رو همین جریان به ظاهر پیروز می‌دونم. من یکی روی علاقه‌ای که به شما دارم لااقل، خیلی دوست دارم بتونم شما رو از بقیه‌ی کیهانی‌ها جدا کنم. کیهان داره با بیت‌المال اداره می‌شه. اگر از این بیت‌المال، سهم من یک هزارم ریال در کیهان هم باشه، هیچ رضایتی از مصرف این سهم در این روزنامه‌ی دروغ‌پرداز و هوچی‌گر و اغتشاش‌گر (به معنای واقعی) ندارم.
***
وقتی ببینی دوستی گرامی برایت نظری خصوصی گذاشته و با این شدت ، از تو و روزنامه ناراحت است چاره ای نیست که به دست و پا بیفتی و ببینی ماجرا چیست . 
سری به سایت بالاترین هم می زنم و می بینم بله ، دروغ بزرگ کیهان در دستکاری کردن عکس استقبال مردم تبریز از رئیس جمهور در آنجا جزو پر بیننده ترین و پر نظرترین خبرهاست . 
سایت آقا زاده هم که طبق معمول ، دنباله رو همین سایتهای ضد انقلابی خارج نشینان است به این موضوع پرداخته و جالبتر از آن کامنتهایی است که طبق معمول و معمولا هم با یک ادبیات در این سایت تایید و منتشر شده است .
"داریوش" هنوز به کیهان نیامده ، حتما از خجالت این گافی که داده رویش نشده پایش را در تحریریه بگذارد ، اما بالاخره نزدیکیهای ظهر ، سر و کله اش پیدا می شود . خیلی آرام به سمت میزش می رود و من تعجب می کنم که چطور می تواند با این آرامش و بی خیالی راه برود . 
- بد جوری آبرو ریزی کردید ها ! الان همه سایتهای ضد انقلابی آتو گرفته اند و دارند کیهان را می کوبند .
- برای چی ؟
خوب ، به خاطر همین فتوشاپی که روی عکس احمدی نژاد کرده اید دیگر !
- عکس ِ چی ؟
- خوب خودت را به اون راه می زنی ها ! بابا همین عکس استقبال پر شور ! در ورزشگاه شهر تبریز را می گویم که با فتو شاپ  نیمکتهای خالی را پر کرده ای !
داریوش تعجب و با همان آرامش ، این موضوع را انکار می کند و می گوید : این که عکس ما نبود ؛ عکس را از یکی از خبرگزاریها فکر کنم فارس یا ایسنا گرفته ایم . بعد می گوید : همین الان عکس را توی پوشه  سرویس شما می گذارم .
دو عکس از چهره رئیس جمهور و دیگری از ورزشگاه را در پوشه گروه ما می گذارد . راست می گوید . هر دو عکس + و + از ایسناست که خوب ، به خبرگزاری اصلاح طلبان و کسانی که به میر حسین رای داده اند معروف است و حتی کار فارس هم نیست که بگوییم طرفدار احمدی نژاد بوده اند تا بخواهند در آنجا کار فتوشاپی انجام بدهند .
روزنامه اطلاعات امروز ( یعنی دیروز) را هم که نگاه می کنم می بینم همان عکسی را گذاشته است که در بالاترین و برخی سایتها به عنوان مدرکی  در رد پر بودن ورزشگاه از جمعیت به آن استناد شده است ، اما وقتی با بچه های سرویس ، هر دو عکس را در کنار هم بررسی می کنیم می بینیم هر دو عکس از یک زمان گرفته شده است ، اما در عکس روزنامه اطلاعات که از خبرگزاری مهر گرفته شده و البته او هم مثل کیهان به منبع عکس اشاره نکرده است ، عکاس از زاویه سمت چپ احمدی نژاد ، قسمت خالی ورزشگاه را هدف گرفته است ، اما عکاس ایسنا ، درست از کنار صورت رئیس جمهور ، جمعیت رو به رو را گرفته است که تمام نیمکتها را هم پر کرده اند . برای دقت بیشتر ، می توان ساختمانی که سقفی نیمدایره ای دارد به عنوان شاخص ِ نگاه ، انتخاب کرد و جمعیت آنطرف و اینطرف آن را با هم مقایسه کرد .
اینکه دیشب در شبکه های ماهواره ای ضد انقلاب در باره این عکس چه بحث و تحلیلهایی شد و مهره های شاخص صهیونیستی چه دروغ و درم هایی سر هم کردند اصلا اهمیت ندارد چرا که " نیش عقرب هم از ره کین است "! اما عجیبتر از همه این است که کسی چون  بابک داد هم مقاله ای با عنوان " حکومت فتوشاپی اسلامی ، ناچار از سقوط است " ! نوشته و با استناد به این دروغ و تهمت بزرگی که به کیهان زده اند و ساخته و پرداخته خودشان است ، نتیجه گیریهای مضحک و خنده داری کرده است .
حالا تقصیر کیهان چیست که برای عکس صفحه اول خود ، تصویر خبرگزاری اصلاح طلب ِ ایسنا را انتخاب کرده است تا شور مردم را در استقبال از رئیس جمهورشان آن هم در زیر باران شدید و در عین حال هوای بسیار سرد تبریز نشان بدهد و روزنامه اطلاعات سلیقه اش این بوده که به نیمه ( یا کمتر از نیمه ) خالی لیوان اشاره کرده بوده است و دوست نداشته به نیمه ( یا بیش از نیمه ) پُر لیوان اشاره کند ؟!
***
بر می گردم به کامنت خصوصی و بسیار تند و ناراحت ِ دوست خوبم "محمد مهدی" خان ِ عزیز ، که بدون ذره ای دقت و تیزبینی و حتی مراجعه به عکسهای دو سه خبرگزاری و منبع خبری و تصویری دیگر ، خیلی شتابزده فریب سایتهای ضد انقلابی مزبور بخصوص بالاترین را خورده و زود هم واکنش نشان داده و کیهان را به جعل عکس و دروغگویی و فریب و تاثیر منفی داشتن در اغتشاشات اخیر و ... متهم کرده است .
راستی ! در همین ماجرای ما نحن فیه ، کیهان دست به تحریف و جعل و دروغگویی و کار فتوشاپی و ... دست زده و اعتماد عمومی را خدشه دار کرده است یا سایتهای مزبور ؟!
آیا به همین قیاس ، نمی توان تهمتهای دیگری که به کیهان و رسانه های اصولگرا زده می شود را تهمتهایی برای فریب و رد گم کردن و ... تلقی کرد ؟
تا که رد ِ سُمّ ِ اسبت گم کنند
ساربانا ! نعل را وارونه زن !
و سخن آخر هم خطاب به این دوست عزیزم و دیگر عزیزانی که نظری مشابه او دارند اینکه :
در کف ِ هر کس اگر شمعی بُدی
اختلاف از جمعشان بیرون شدی
پ . ن اول : البته این بی انصافی دوستان خبرگزاری مهر (که وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی و جناب خاموشی است و از سوی شهردار محترم تهران هم حمایت جدی می شوند) که همیشه و بخصوص در سفرهای استانی تاکید دارند جمعیت استقبال کننده را بسیار کم نشان بدهند باید جایی مطرح شود . به این عکسها نگاه  و آنها را با عکسهای + ، + و بخصوص + خبرگزاری اصلاح طلب ایسنا مقایسه کنید . جالب اینجاست که روزنامه اعتماد در ضمیمه لایی امروزش ، به عکسهای استقبال سه چهار نفره مهر استناد کرده است آن هم با وصفی که بهتر است خودتان ببینید . ( آن وقت با غوغاسالاری ، کیهان دروغگو و متقلب معرفی می شود !)
پ . ن دوم : این مطلب را قرار بود دیروز بگذارم اما به علت اینکه پرشین بلاگ بازی در آورده بود ، نتوانستم این مطلب را دیروز بنویسم و البته امروز دیدم که بچه های سرویس سیاسی هم این خبر ویژه را در همین رابطه نوشته اند .
پ . ن سوم : در این ماجرا کیهان هم البته اشتباه کرده است و اگر این اشتباه را نمی کرد ، بهانه و راه برای سوء استفاده دشمنان باز نمی شد و آن این بود که عنوان ایسنا را از پای عکسها حذف کرده بود . اگر این اتفاق نمی افتاد هر کس خیلی راحت به سایت ایسنا مراجعه می کرد و همه تصاویر و از جمله این دو تصویر را می دید و کسی هم تا این اندازه حماقت نمی کرد که با وجود امضای عکسها ، به کیهان چنین تهمتی بزند . 
بعد التحریر مهم : دوستان حتما به این مطلب سایت آینده هم مراجعه بفرمایند و ببینند که چگونه از مطلب استدلالی و مستند و لینک دار من ، دو خط بدون قبل و بعدش آورده اند و حتی نکرده اند لینک مطلب را بگذارند تا خواننده کل متن را خودش بخواند و قضاوت کنند . در این دو مطلب چه کسی شیادی و شارلاتانیسم رسانه ای دارد ؛ کیهان یا آینده ؟ 
یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()